محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

385

آثار عجم ( فارسى )

زمينى ، به مقدار يك خرمن سنگ خرد شده ، ريخته كه روى آنها علامت چشم و بينى و پنجهء دست و پا و كفش و غير ذلك مىباشد كه گويا آنها را با تبر شكسته باشند و پايهء ستونها نيز در آن حوالى كه زير خاك رفته ، ديده مىشود ؛ معلوم است كه عماراتى بسيار عالى بوده . و يك ستون ديگر كه مقدار 5 ذرع است و اين نصف از ستون است ، در گودالى افتاده [ است ] . اهالى آنجا مىگفتند : سال گذشته ، يكى از انگريزها ، اينجا را كنده و ستون را ظاهر ساخته [ است ] . [ آثار ديگر مجاور پاسارگارد ] : در طرف جنوب جلگه ، به 300 قدم فاصله از آثار مذكوره ، باز علامت عمارت و بنايى است كه از آن بناء ، غير از جدارى باقى نيست ؛ احجار آن همه خرد شده و به هم ريخته ، بطوريكه معلوم نمىشود وضع بنيان آن چگونه بوده است . بعض از سنگهاى بيخ شالوده كه بر زمين منصوب است ، روى آنها نقش چند پنجه پاى انسان تا به ساق ، و روى سنگى پا تا به زانوى شخصى است كه در مقابلش پاى حيوانى است ؛ مثل آن صورتى كه در تخت [ 232 f ] جمشيد ساخته‌اند . معلوم مىشود كه آن هم صورت پادشاهى باشد كه شاخ حيوان پردار را گرفته و خنجر در شكمش فرو برده ؛ كه تفصيلش در ذكر تخت جمشيد گذشت . از جمله آثار آنجا : [ صورت بال‌دار ] : پارچه سنگى است به ارتفاع 3 ذرع و عرض آن ، يك ذرع و نيم ؛ روى آن ، صورت مردى است ايستاده ؛ دست راست را بالا گرفته ؛ جامهء بلندى كه اصلا چين ندارد و دور تا به دور آن ريشه نهاده‌اند و در پشت ريشه‌ها ، حاشيه‌اى است [ كه ] در آن ، گل و برگ نقش نموده‌اند ، در بر دارد ؛ و چهار بال از شاخه‌هاى آن مرد رسته و آن بالها را گشاده و باز نموده ، مثل اينكه بخواهد پرواز كند ؛ دو بالش رو به بالاست و دو بال ديگر رو به پائين ؛ و فراز كلاه آن ، دو شاخه رسته و 3 گوى مدوّر در ميان آن دو شاخه قرار داده و 3 چيز مثل ظرف بر بالاى آن 3 گوى گذارده . اين شكل ، خيلى محلّ حيرت است ؛ پهلوى آن صورت ، در اين ازمنه ، شخصى از انگريزها به خط انگريزى به مداد نوشته بود : « اين در عهد پادشاه پارسى ، : كوروش نام ، ساخته شده . » و همين شخص انگريزى در درون بقعهء مادر امّ النّبى نيز به مداد نوشته بود كه اين قبر كورش است . و آخوندى كه پيش از اين گفتيم از اهل آنجاست ، نقل نمود كه وقتى [ شخصى ] انگليسى اينجا آمد و خطوط ميخى را مىخواند ، گفت كه اين